|
دوباره پرواز
دوباره یک شوق برای زندگی زندگی به سوی بی نهایت در تاریک ترین نقطه دنیا جایی که پرواز سرودی جاودانگی است سرودی بی انتها و برای آن مردن و رفتن آنجاست که من تو را می بینم و آواز دوست داشتن را سر می دهم آنجا ناقوس ناله ها فریاد نمی زند شقایق ها آتش آنجا هستند آتشی گرم و دلچسب آنجا تنها عشق است و بس با لطافت خود ما را به هستی می رسانند ما را به خود می رسانند ما هستیم در ماورای بودن پس دوباره پرواز دوباره یک شوق برای زندگی (( شعر از : امین آذرپور ))
آزادی
ما مانند ، مورچه ای هستيم
اما مورچه نیستیم ما مانند مورچه ای هستيم نيازمند نيازمند نيازها نيازمند هرچه دوست داريم نيازمند ديدن ، شنيدن اما . . . چشمان ما را كور كرده اند گوش های ما را پر كرده اند به گفته ای اجازه ای است اجازه ای که نمی دهند بخاطر گم نشدن زیبایی ها ما را مانند پرستو ها در قفسی بی رحم زندانی کرده اند ما مورچه نیستیم زیرا مورچه ها کلمه ی آزادی را می فهمند آنها به هر کجا که بخواهند می روند در پی یک سر سوزن نان خشک روزها را شب می کنند ما مورچه نیستیم زیرا نیاز زندگی را نداریم ما مورچه نیستیم چون نمی توانیم معنی کلمه ی آزادی را بفهمیم ما عشق را باختیم ما خود را باختیم . . . ! ! ! (( شعر از : امین آذرپور))
|
About![]()
|