تبليغاتX

**************به حرمت باران, هر گونه کپي برداري, ولو دوستانه ، مجاز نـيـسـت

بچه های تنها

شنبه 21 اردیبهشت1387

دیگر نیستم(هرگونه کپی برداری بدون ذکر نام نویسنده پیگرد قانونی دارد)


 

!*********************من هيچم************************!

!*********************من پوچم************************!

!*************من در نيستي آدمها گم شده ام***************!

!***************من زيبا نيستم ، زشتم*******************!

!****************من دريا نيستم  ،  كوهم*****************!

!******************من مهربانم ، نيستم******************!

!****************من در فكرها گم شده ام*****************!

!

!*******من آني نيستم كه عقل داران در پي آن هستند********!

!******************عقل داران ، نيستند*******************!

!***************چشم ها ، آن سياه و سفيد ها**************!

!***************حجم عقل را  پر كرده اند*****************!

!

!***************من چشم ندارم ، عقل دارم****************!

!************من عقل دارم ، رنگها را نمي بينم*************!

!********************در اين دايره***********************!

!****************نيستم ، هيچم ، پوچم********************!

!**************من در نيستي آدمها گم شده ام**************!

!********************من ، من نيستم*********************!

!

!*************من هستم تنها در چشمان دوخته**************!

!*****************ايستگاه من اشتباه است*****************!

!*****************ايستگاه من اشتباه است*****************!

!

!**********************پس ديگر نيستم********************!

!**************************نيستم************************!

 

؟ ^^^^^^^^^^^^ شاعر :  امين آذرپور ^^^^^^^^^^^^^^^ ؟

 

دانلود دکلمه شعر دیگر نیستم با صدای خودم

روش دانلود : روی دانلود دکلمه شعر که کلیک کنید یک صفحه باز میشه در کادر وسط آن در قسمت

پایین نوشته save file to your pc روی اون که کلیک کنید می تونید دانلود کنید .

 


1:40 قبل از ظهر | امین |

پنجشنبه 12 اردیبهشت1387

هم دلی(هرگونه کپی برداری بدون ذکر نام نویسنده پیگرد قانونی دارد)

از روز گذر کن

بیا که برای شب مهتاب باشیم

از دیار پری ها همان شهر غربت

بیا تا رها باشیم

این ترانه ی لالاييست

بیا در آغوش من

بیا که عاشق باشیم

اینجا دور از زندان است

دستهایم تو را می خواهند

بیا که آزاد باشیم

بیا تا با بودنمان برای دلهای سرد

          امید باشیم

بيا برای درخت ، زمین باشیم

    برای گل ، خاک باشیم

بیا با هم بگوییم زمستان هم بهار است

رنگ گلها ارغوانیست

 

به پایان زمین نزدیکیم

بیا پرواز کنیم

از خندق مرگ گذر کنیم

به سوی ستاره ی خوشبختی رویم

...  صبح نزدیک است

بیا با نور مهتاب به جنگ آفتاب رویم

بیا باشیم

بیا برای هم باشیم

         بیا . . . ! ! !

                                        

                                       <<((شعر از : امین آذرپور))>>

 

جا داره که همین جا یه تشکری از یکی از دوستان خوبم بکنم یعنی ( کوچه گرد ) که

هیچ وقت کاری که کرد از ذهن من نمیره و در همینجا ازش یه دنیا تشکر می کنم

 .


9:41 بعد از ظهر | امین |

یکشنبه 5 اسفند1386

چشمان عاشق . هرگونه کپی برداری بدون ذکر نام شاعر یا نویسنده پیگرد قانونی دارد

آپلود و بهترین تصویر و عکسهای لینک اینترنت

اشکهایم شب و روز

از چشمان سیاه و سفیدم می چکند

چه بی آلایش  گریه هایم به روی نامه هایم می ریزند

 

روزگارم با قلم و کاغذ و سیگار می گذرد

 

چشمانم به دنبال چشمانی می گردند

      که روزی مرا عاشق کردند

 

چه سرد دستانم بر خاک کشیده می شوند

چه بی روح است بدنم

تنها غم ها هستند که پیش من می آیند

 

گفت برایم بنویس

نوشته هایم بی جواب ماندند

 

کاش به چشمانم اجازه ی دیدن نمی دادم

کاش شعله های وجودم خاموش نمی شدند

 

آرزوهایم کم کم در گورستان وجودم به خاک سپرده می شوند

دیگر این دل شکسته ام مرا یاری نمی کند

قلبم همدم گریه هایم شده است

 

چگونه نگاهم مرا به سوی چشمانش یاری کند ؟

همان چشمانی که مرا عاشق کردند

 

چشمانی که سفیدی روزش بیشتر از سیاهی شبش بود

چشمانی که حس عاشقی را یاد من دادند

 

هم اکنون نگاه هایم به دنبال چشمانی می گردند

که روزی مرا عاشق کردند

تنها امیدم دعا هایی هستند

که می توانند به کمک این تن خسته بیایند

 

با نگاهی عاشقانه ، صدایش را شنیدم

شیرین تر از صدای موج دریا بود

 

کاش به چشمانم آموخته بودم

که چگونه به نگاهی عاشق نشوند

کاش آموخته بودم

 

حال ...

   به دنبال نگاهی

          به دنبال صدایی

                  به دنبال چشمانی می گردم

                        که پاک تر از آسمان بودند

 

                              هنوزم به دنبال آن چشمان می گردم . . ! ! !

 

 

                    شاعر : امین آذرپور

                                   (( این شعر بر اساس واقعیت سروده شده است ))

نوع شعر :     موج نو ( درجه ۳ ) 


9:40 قبل از ظهر | امین |

چهارشنبه 1 اسفند1386

دوستش داریم(هر گونه کپی برداری بدون ذکر نام نویسنده پیگرد قانونی دارد)

 

 در پی امتحان های خدا  می شکنیم

   زیر این همه تحمل خرد می شویم

      بدون هیچگونه اعتراض

        دنبال چراهای بسیار

          برای التیام بخشیدن این تن

            سجده می کنیم مقابلش

              به دنبال یک ذره امید

                بی هیچ واسطه ای دوستش داریم

                 هر چه هستیم از او هستیم

                   تحمل می کنیم ، می شکنیم ، خرد می شویم

                     اما . . .

                        همواره دوستش داریم

                            زیرا

                               منی بودن ، از آن بودن است

                                            ((   شعر از : امین آذرپور ))    

                                                           


8:40 بعد از ظهر | امین |

جمعه 26 بهمن1386

حسین پناهی (( اندکی سکوت ))

 

(( اندکی سکوت ))

چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان !

نه به دستی ظرفی را چرک می کنند

و نه به حرفی دلی را آلوده !

تنها به شمعی قانعند

و اندکی سکوت . . .   .

 

شعر : حسین پناهی ((. روحش شاد .))

همیشه گرامی می داریم این اسطوره را  که جایش پیش ما خالیست . . .

  


2:9 بعد از ظهر | امین |

یکشنبه 18 آذر1386

شعر از امین آذرپور( هرگونه کپی برداری از مطلب بدون درج نام نویسنده پیگرد قانونی دارد )

دوباره پرواز

دوباره یک شوق برای زندگی

زندگی به سوی بی نهایت

در تاریک ترین نقطه دنیا

جایی که پرواز

سرودی جاودانگی است 

سرودی بی انتها

           و برای آن مردن و رفتن

آنجاست که من تو را می بینم

و آواز دوست داشتن را سر می دهم

آنجا ناقوس ناله ها فریاد نمی زند

شقایق ها آتش آنجا هستند

آتشی گرم و دلچسب

آنجا تنها عشق است و بس

با لطافت خود ما را به هستی می رسانند

    ما را به خود می رسانند

                        ما هستیم

                             در ماورای بودن

                                  پس دوباره پرواز

                                        دوباره یک شوق برای زندگی

 

         ((   شعر از : امین آذرپور  ))

 


2:34 قبل از ظهر | امین |

پنجشنبه 1 آذر1386

شعر از امین آذرپور( هرگونه کپی برداری از مطلب بدون درج نام نویسنده پیگرد قانونی دارد )

 آزادی

ما مانند ، مورچه ای هستيم

اما مورچه نیستیم

ما مانند مورچه ای هستيم                                 

نيازمند

نيازمند نيازها

نيازمند هرچه دوست داريم

نيازمند ديدن ، شنيدن

            اما . . .

چشمان ما را كور كرده اند

گوش های ما را پر كرده اند

به گفته ای اجازه ای است

اجازه ای که نمی دهند بخاطر گم نشدن زیبایی ها

 

ما را مانند پرستو ها در قفسی بی رحم زندانی کرده اند

ما مورچه نیستیم

زیرا مورچه ها کلمه ی آزادی را می فهمند

آنها به هر کجا که بخواهند می روند

در پی یک سر سوزن نان خشک

                           روزها را شب می کنند

ما مورچه نیستیم زیرا نیاز زندگی را نداریم

ما مورچه نیستیم چون نمی توانیم معنی کلمه ی آزادی را بفهمیم

 

ما عشق را باختیم

ما خود را باختیم . . . ! ! !                                

                                     

                                   (( شعر از : امین آذرپور))


6:1 قبل از ظهر | امین |

شنبه 19 آبان1386

( شعر از امین آذرپور ) هر گونه کپی برداری از مطلب بدون ذکر نام نویسنده پیگرد قانونی دارد

 

 

با تن خسته خويش
می نشينم و به يك سو می نگرم
ياد شبی كه عاشقانه برايت گريه كردم
چه شد آن همه آرزو
ز چه عشق را باختيم
من و تو در پی صدای هم بوديم
اما . . . چه غريبانه باختيم
قلب تير خورده ی هم را شكستيم
در كنار اشك نشستيم


بيا كه به شروعی دوباره برخيزيم
مرحمی بر قلب هم
مرحمی بر عشق هم باشيم

ببين چه خسته اين گوشه افتاده ايم

ما می توانيم با گرمای دستان خود
 زندگی را بر قلب خود باز گردانيم
من
      تو
            ما
            با هم می توانيم
دوباره خود باشيم
ز روزهای بچگی بر گرديم و پاك باشيم
فاصله را در حجم خود بشكنيم
برای زندگی عشق باشيم
برای عشق،اميد باشيم
برای اميد ، پنجره ای باز باشيم
ما می توانيم
اگر مال هم باشيم
ما می توانيم

بيا كه دستانم گرمای دستان تو را می خواهد

مرا منتظر نگذار

بيا كه ما می توانيم

 


        (امين)   

 


9:20 قبل از ظهر | امین |

شنبه 5 آبان1386

تقدیر(شعر از امین آذرپور)هر گونه کپی برداری از شعر بدون ذکر نام نویسنده پیگرد قانونی دارد

 

باز پس افتادم ز خويش
در اين جاده ي بي پايان
حيف از آنچه بودم
گذشت آنچه تقدير بر من بود
ديگر قلبم مرا نمي خواهد
ديگر قلبم مرا نمي خواند
گم شده ام در وجود خود

حيف از آنچه بودم
گذشت آنچه تقدير بر من بود
پاهايم مرا ياري نمي کنند
دستانم مرا تنها گذاشتند
و قلبم که ديگر مرا نمي خواهد
نمي خواند

بي توان تر از هر لحظه
در سوگ خود نشسته ام
هراسان از آنچه گذشت و مي گذرد
ديگر نه نشاني از قبله هست
نه معشوقي که به سويش سجده کنم

اين پايان زندگي من است

من گذشتم از خود
تقدير بر من بد نوشت

زير باران مي نشينم
شايد پاک کند باران
خط تقدير را بر من
در تاريکي خود مي روم تا بي نهايت

حيف از آنچه بودم
تقدير بر من بد نوشت

 

(امین)

 



1:1 قبل از ظهر | امین |